محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4418

تاريخ الطبرى ( فارسي )

در اين سال در خراسان ميان يمانيان و نزاريان اختلاف افتاد و كرمانى با نصر بن سيار مخالفت كرد و به يارى هر يك از آنها جمعى فراهم آمدند . سخن از اختلاف يمانيان و نزاريان در خراسان و اختلاف كرمانى و نصر بن - سيار و سبب اين رخداد على بن محمد گويد : وقتى عبد الله بن ، عمر از جانب يزيد بن وليد به ولايتدارى سوى عراق آمد ، فرمان نصر را به ولايتدارى خراسان فرستاد . گويد : به قولى نامهء وى وقتى رسيد كه كرمانى از زندان نصر در آمده بود و منجمان به نصر گفتند : « در خراسان فتنه اى خواهد بود . » و نصر بگفت تا موجودى بيت المال را به دو خبر دهند و قسمتى از مقرريهاى كسان را به نقره و طلا داد ، از ظرفهايى كه براى وليد بن يزيد فراهم آورده بود . گويد : نخستين كسى كه در اين باب سخن كرد ، يكى از مردم كنده بود ، مردى بود گشاده زبان و بلند قامت كه گفت : « مقررى ! مقررى ! » ، و چون جمعهء ديگر بيامد ، نصر كسانى از كشيكبانان را بگفت تا سلاح به تن كردند ، و آنها را در مسجد پراكنده كرد ، مبادا كسى سخن كند . كندى برخاست و گفت : « مقررى ! مقررى ! » گويد : يكى ، وابستهء ازديان ملقب به ابو الشياطين برخاست و سخن كرد ، حماد ريخته گر و ابو السليل بكرى به پا خاستند و گفتند : « مقررى ! مقررى ! » نصر گفت : « نافرمانى مكنيد ، قرين اطاعت و جماعت باشيد ، از خدا بترسيد و اندرزى را كه به شما مىدهند گوش گيريد . » گويد : سلم بن احوز به طرف نصر رفت كه بر منبر بود و با وى سخن كرد ، گفت : « اين گفتهء تو كارى براى ما نميسازد » مردم بازار سوى بازارهايشان